خرید بک لینک

حس میکنم زیر شکنجه بدنم بی حس شده

تموم تنم کرخت شده...

نمیشه بگم دیگه جونی ندارم... حس اون بیچاره ایو دارم که داره نفسای اخرشو میکشه ولی فک میکنه میتونه یه مشت محکم دیگرو هم تحمل کنه اما با ضربه بعدی کاملا خورد میشه...

من میدونم خورد میشم، میشکنم اما همچنان سرم بالا س و صورتمو با سیلی سرخ کردم...

دلم میخواد احساساتمو بالا بیارم ... اون ذره ذره های وحشت، نفرت، خشم و دردامو تف کنم بیرون

دلم میخواد جیغ بزنم، بعدش بلند بلند زجه بزنم

من نبردیم... نبردیم ولی فقط یه ضربه دیگه جا دارم، فقط یه ضربه

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 9:16

صفحه بندی