خرید بک لینک

u200d سکوتی مرگبار جهانت را فرا گرفته

ایستاده ای و

طلوع اخرین خورشید زمانه را تماشا میکنی

تا چشم کار میکند تویی و تویی و تو ...

با خود میگویی چه شد ؟چه شد ک تنها من در این دنیا باقی مانده ام ،دنیا بدون حیات به کجا می رسد ؟

در ان گرگ و میش ،در ان تاریک و روشن شب

در مقابلت خاک را میبینی که شکافته می شود

و بعد در مقابل چشمانت ...

دست بی جانی،جان دار تر از تو از ان گورستان سرد و نمناک بر میخیزد

تو ایستاده ای و او در مقابل تو

از دور دست ها اصوات عجیبی شنیده می شوند،چیزی بین خمیازه و غرش

و بعد خیل عظیمی از موجوادتی که پاهایشان را برزمین می کشند و به سمتت می آیند

اما قبل از ان که ان ها به تو برسند...

دندان هایی را زیر گلویت حس می کنی ،آن بوی تعفن اور مرگ و بعد فواره ای از خون...

این آخرین چیزی بود که دیدی و بعد

مردگان متحرک سراسر دنیا را گرفتند.

و این پایان دنیای زنده هااست ...

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 20:28

صفحه بندی